سفارش تبلیغ
صبا

دلیل اهمیت اعتماد به نفس و تصویر ذهنی از خود

ارسال شده توسط محمدرضا جاودانی در 88/3/28 3:17 عصر

دلیل اهمیت اعتماد به نفس و تصویر ذهنی از خود

اعتماد به نفس یعنی چقدر افراد برای خود احترام قائلند، چقدر نسبت به خود احساس غرور می کنند، و به نظرشان چقدر ارزشمندند. اعتماد به نفس از این نظر دارای اهمیت است که احساس شما نسبت به خودتان بر اعمال و رفتار شما تاثیر می گذارد. افرادی که از عزت نفس و اعتماد به نفس بالایی دارند، سریعتر دوست پیدا می کنند، بر رفتارهای خود کنترل بیشتری دارند و از زندگی بیشتر لذت می برند.

تصویر ذهنی از خود، یعنی احساس فرد نسبت به ظاهر فیزیکی و جسمانی خود.

در بیشتر مردم، به ویژه نوجوانان، تصویر ظاهری رابطه ی بسیار نزدیکی با اعتماد به نفس دارد. این به آن خاطر است که وقتی افراد از دوران کودکی به نوجوانی منتقل میشوند، دیدگاه دیگران نسبت به آنها برایشان اهمیت بیشتری پیدا می کند.



عوامل موثر بر اعتماد به نفس

بلوغ

بعضی از نوجوانان در آستانه بلوغ به خاطر تغییراتی که جسمشان متحمل می شود، با اعتماد به نفس خود در کشمکش هستند. این تغییرات، به علاوه میل طبیعی برای مورد قبول واقع شدن، باعث می شود افراد خود را با دیگران مقایسه کنند. آنها ممکن است خود را با افراد دور و بر خود یا هنرپیشه ها و افراد معروفی که در تلویزیون، سینما، یا مجلات می بینند مقایسه کنند.

اما مقایسه خود با دیگران کاری غیر ممکن است، چون تغییراتی که با رسیدن بلوغ ایجاد می شود، در افراد مختلف متفاوت است. برخی افراد زود به بلوغ می رسند، درحالیکه بعضی دیگر دیر بالغ می شوند. بعضی نوجوانان در این دوره چاق می شوند، برخی دیگر با وجود پرخوری همانطور لاغر و نزار می مانند. همه ی این مسائل به ژنتیک افراد بستگی دارد.

این تغییراتی که با رسیدن بلوغ حاصل می شود، می تواند بر احساس فرد
نسبت به خودش تاثیر بگذارد. بعضی دخترها ممکن است از رشد و بالغ شدن
اندامشان احساس ترس یا خجالت کنند. بعضی دیگر آرزو می کنند کاش زودتر رشد
کرده و بالغ می شدند. دخترها خودشان را تحت فشار می گذارند تا لاغر بمانند
و اندامشان بر هم نخورد، اما پسرها دوست دارند اندامشان بزرگتر و عضلانی
تر شود.

تاثیرات بیرونی

البته فقط رشد بدن نیست که بر اعتماد به نفس افراد تاثیر می گذارد.
عوامل بسیار دیگری (مثل تصویر رسانه ها از دختران لاغر و مردهای عضلانی)
نیز می تواند بر تصویر ذهنی فرد از خود، تاثیر گذارد.

زندگی خانوادگی نیز می تواند بر عزت نفس افراد تاثیر بگذارد. برخی از والدین عادت دارند به جای تحسین و تمجید فرزندانشان، پیوسته از آنها عیبجویی کنند. این انتقادها و عیبجویی ها باعث کاهش اعتماد به نفس در نوجوانان شود.

همچنین یک فرد ممکن است از طرف همکلاسی ها و دوستانش نیز مورد اذیت و
آزار قرار گیرد. گاهی اوقات تبعیضات نژادی و قومی مبنای این انتقادات قرار
می گیرد. گرچه اکثر اوقات این انتقادات و توهین ها از حماقت و نادانی فرد
منتقد منشاء می گیرد، اما میتواند اعتماد به نفس و تصویر ذهنی فرد از خود
را متاثر کند.



اعتماد به نفس سالم

اگر تصویر ذهنی شما از خودتان مثبت باشد، خود را آنطور که هستید می
پذیرید. این برخورد صحیح باعث می شود بتوانید از سایر جنبه های رشد
کردنتان نیز بهره گیرید، مثل محکم کردن پایه های دوستی، مستقل تر شدن از
والدین و رقابت با خود چه از نظر فیزیکی و چه عقلی. توسعه این جنبه های
میتواند عزت نفس شما را افزایش داده و تقویت کند.

یک برخورد مثبت و خوشبینانه می تواند به افراد در دستیابی به عزت نفس
کمک کند. مثلاً اگر افراد هنگام ارتکاب به اشتباه به جای گفتن، "من یک
شکست خورده هستم" بگویند "من هم یک آدمم و جایزالخطاء"، و دست از سرزنش و
ملامت کردن دیگران بردارند، اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهند کرد.

دانستن اینکه چه چیزهایی باعث خوشحالی و رضایت شما می شود، به شما کمک
می کند تا خود را تواناتر و قوی تر ببینید. برخورد مثبت و شیوه زندگی سالم
(مثل ورزش کردن و داشتن رژیم غذایی سالم) برای دستیابی به اعتماد به نفس
اهمیت بسیار زیادی دارد.



نکاتی برای ارتقاء تصویر ذهنی از خود

بعضی افراد تصور می کنند برای اینکه بتوانند احساس خوبی نسبت به
خودشان پیدا کنند، باید ظاهرشان را تغییر دهند. اما آنچه واقعاً باید
انجام دهید این است که راه دیدن و احساس کردن خودتان را تغییر دهید.

اولین قدم، تشخیص این است که این بدن متعلق به شماست، اهمیتی ندارد که
چه شکلی، چه اندازه ای یا چه رنگی دارد، هرچه که هست مال شماست. اگر خیلی
نگران سایز و وزنتان هستید، می توانید به پزشک مراجعه کنید تا درصورت وجود
مشکل راهنماییتان کند.

قدم بعدی این است که ببینید قادر به تغییر کدام جنبه های ظاهری خود
هستید و کدام جنبه ها را نمی توانید تغییر دهید. همه ی آدم ها (حتی
زیباترین و خوش اندام ترین هنرپیشه) هم به نظر خود اشکالاتی دارد که قادر
به تغییر دادن آن نیست. هر چه در توان دارید انجام دهید تا ظاهرتان آنطور
باشد که شما می خواهید. اما اگر قادر به تغییر آن نیستید، این دیگر تقصیر
شما نبوده است. باید از آنطور که هستید راضی و خرسند باشید.

اگر چیزهایی هست که قادر به تغییر آن هستید (مثل وزن و چاقی و لاغری)
برای خود هدف سازی کنید تا به اندام دلخواه خود دست یابید. اگر می خواهید
لاغر شوید و اندام متناسبی داشته باشید، ورزش کنید و رژیم غذایی مناسبی
داشته باشید.

اگر نظرات منفی از درون خودتان به گوشتان رسید، دست نگهدارید. سعی
کنید با تعریف و تمجید کردن از خودتان اعتماد به نفستان را بالا ببرید.
مثلاً هر روز سه نقطه قوت خود را به خود گوشزد کنید. این نقاط قوت هر چیزی
می تواند باشد. مهم این است که با متمرکز شدن بر نقاط قوت و جوانب مثبت
زندگیتان، می توانید احساستان را نسبت به خود تغییر دهید.



از کجا می توان کمک گرفت؟

گاهی اوقات مشکل اعتماد به نفس پایین آنقدر بزرگ است که فرد به تنهایی قادر به کنار آمدن و برطرف کردن آن نخواهد بود. به موجب پایین بودن عزت نفس، برخی از نوجوانان ممکن است افسرده شوند، میل به فعالیت را از دست بدهند و نتوانند با اطرافیان خود ارتباط برقرار کنند. حتی ممکن است به خودشان نیز صدمه بزنند، معتاد شوند یا اقدام به خودکشی کنند. اگر شما نیز چنین احساسی دارید، بهتر است با یکی از والدین، معلم، روانشناس یا هر فرد مورد اعتماد دیگر در این رابطه صحبت کنید. چنین فردی می تواند به شما کمک کند تا دیدگاه بهتری نسبت به خود پیدا کنید، و جنبه های مثبت ظاهری، اخلاقی و مهارتیتان را به شما نشان دهد .


چگونگی جذابیت

ارسال شده توسط محمدرضا جاودانی در 88/3/28 2:32 عصر

چگونه جذابیت ، گیرایی و ماندگاری در قلب های دیگران داشته باشیم

همه ما علاقهمندیم یادمان در دلهای اطرافیان باقی باشد و این تنها با سلاح خُلق خوش حاصل میشود. هنگامی که به خاطرات پررنگمان با آشنایان مراجعه میکنیم افراد مهربان و خوش اخلاق از ماندگارترین شخصیتها در ذهن و رحمان میباشند. چنین ماندگاری در قلبها آرزوی همه ماست و این مهم به دست نمیآید مگر آن که از رموز آن آگاه باشیم‌.

یکی از مهمترین رازهای رسیدن به آن جذابیت است و قبل از هر چیز باید بدانیم که جذابیت چیزی غیر از زیبایی است‌. شخص میتواند صورت زیبایی نداشته باشد اما بسیار جذاب باشد و هم چنین میتواند بسیار زیبا باشد اما اصلاً جذابیت نداشته باشد. جذابیت و گیرایی یک ویژگی کاملاً اکتسابی است و به راحتی میتوانیم صاحب آن باشیم‌:

? - ظاهری آراسته داشته باشید.
تمیز و مرتب باشید، هماهنگی و پاکیزگی شما، ناخودآگاه شما را جذاب میکند. بعضی از افراد براساس تصوری اشتباه برای جذاب شدن به زحمت زیادی میافتند و خود را به شکلهای عجیب و غریبی درست میکنند. مهمترین مسئله این است که مرتب و هماهنگ و در عین حال ساده باشید. نامرتب بودن حتی حرفهای قشنگ‌، مثبت و تأثیرگذار شما را ضایع میکند. فرزندی که همیشه پدر و مادر خود را آراسته و با ظاهری مرتب میبیند، ظاهر آراسته فرد ناآشنا او را نمیفریبد. چون ممکن است جذب ظاهر آراسته کسی شوند که تأثیر منفی او از اثرات مثبتش به مراتب بیشتر باشد.
? - بیشتر سکوت کنید:
غالباً افراد به اشتباه برای این که جذابتر شوند، بیشتر شلوغ میکنند و به خطا میروند. سکوت‌، یک تأثیر ذهنی و روانی بسیار قوی میگذارد. در سکوت‌، فرد پیرامون خود خلاء ایجاد میکند و هر خلایی‌، جذب را سبب میشود. آنها که بیشتر صحبت میکنند و کمتر میشنوند از جذابیت خود میکاهند، حال آن که سکوت و گوش دادن بیشتر به واقع شما را عاقلتر و قابل اطمینانتر معرفی میکند و این زمینهای مساعد برای صمیمیت بیشتر است‌. سکوتی سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صمیمیت است‌.
? - نرم و ملایم سخن بگویید:
هنگامی که نرم و ملایم صحبت میکنید افراد را جذب خود میکنید و به راحتی میتوانید بر روی آنها تأثیر بگذارید. آدمهای خشن و داد و بیدادی افراد مناسبی برای اطمینان کردن‌، نیستند.
? - فرد محترمی باشید:
بیاحترامی به خود، به دیگران و بیاحترامی و بی ادبی در کلام و رفتار همگی از جذابیت شما میکاهد. شما باید هم در ظاهر آراسته باشید و هم در باطن وارسته‌. افراد مؤدب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از درون موج میزند.
محترم و مؤدب و باشخصیت باشید، خواهید دید خود به خود جذاب میشوید.
? - زیاد شوخی نکنید اما بسیار تبسم کنید:
شوخی فراوان از انرژی ذهنی و جذابیت شما میکاهد چرا که شوخی فراوان به تدریج مرزهای لازم بین افراد را از بین میبرد متبسم باشید که تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق و ژرف میبخشد. در تبسم‌، سنگینی و متانت و جذابیت است‌.
? - قاطعیت یعنی جذابیت‌:
کسانی که شخصیت قاطعی دارند و هدفها و ارزشهای معینی دارند، بیاستثنأ میتوانند افراد جذابی باشند. زیرا شخصیتهایی جذاب و تأثیرگذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصی بودن و به آنها رسیدن اعتماد به نفس زیادی به ارمغان میآورد و جذابیت از وجود چنین شخصی موج میزند.

آسان بود، این طور نیست‌؟

فکر
می‌کنم شما هم می‌توانید یکی از جذاب‌ترین و ماندگارترین‌ مردان و زنان
باشید. اگر می خواهید دیگران عاشق شما شوند ، معطل نشوید دست به کار شوید!







اگر میخوای بدونی ضعف یک زن چیست

ارسال شده توسط محمدرضا جاودانی در 88/3/28 2:25 عصر

اگر میخوای بدونی ضعف یک زن چیست



کدومتون میدونه که چیه؟؟ چه عاملیه که باعث میشه در تمام مراحل زندگی زنان، تاثیر نامطلوبی به واسطه اون گذاشته بشه؟؟ متاسفانه تنها در کشورهای سنتی گرا این عامل شدیداً قدرت داره ..این عامل چیزی نیست جز یک تفکر ساده ولی مسموم! تفکری که مثل یک پیچک دور زن رو میگیره و به آرامی وی رو خفه میکنه. اینکه یک زن نمی تواند بتنهایی موفق شود و احتیاج به یک تکیه گاه دارد!! یک تفکر باطل و کاملاً غلطشما به هرچی دختر ایرانیه نگاه کنین. مغز همشون رو چند تا کلمه داره ویران میکنه..شوهر، عشق ، کسی که تا ابد کنارت بمونه!! تمام زنهای ایرانی زندگیشون رو دارن تو این خط خلاصه میکنن.متاسفانه پایداری هم ندارن! یعنی تا یکم تصمیم میگیرن عوض بشن زِبیخ گند میزنن تو اوضاع! ایندفعه از اونور بام می افتن پایین و اصلاً این مطالب رو پوچ میبینن و تمامش رو از ذهنشون پاک میکنن! ایندفعه میشن یه موجود نچسب که مغزش یخ بسته ! متاسفانه این تفکر باعث شده که زنان ایرانی هرچقدر هم که پیشرفت میکنند باز هم می خواهند که کسی آنها را خوشبخت کند! آنها همش تو فکر این هستند که یک نفر بیابد و بار این زندگی را برایشان بدوش بکشد! خانمها خودتون مقصرید..شما فکر میکنین سنگینی جهان برایتان زیاد است! شما تکیه گاه میخواهید ولی حاضر نیستید که ستون باشید. متاسفانه باید بگم راندمان عملیتون

افتضاحه! اکثراً زنان ایرانی خودشون رو یه نهال میبینن که داره یه طوفان رو تحمل میکنه ، منتظر یه داربسته که بیاد تا بتونه بهش تکیه بده!! خدا بگم چیکارتون کنه..بعضی هاتون هم یکم احساس میکنین که مثل اینکه قضیه مشکل داره ولی نمی دونین جریان چیه! درنتیجه شوت میکنین زیر داربست و میگین داربست میخوام چیکار؟ ..خودم مثل شیر وایمیستم جلوشآقا باده هم ایکی ثانیه میاد زرتی نهال و ریشه و هرچی هست و نیست رو عینهو ماست میکنه می اندازه دور!!..خانمهای عزیز..لطف کنید این طرزفکر دراماتیک مامان بزرگاتون رو بریزین دور و محض رضای خدا یه ذره محکم باشین.در کتاب پیامبر و دیوانه ، اثر جبران خلیل جبران چند عبارت وجود داره که خوندش رو بهمتون توصیه میکنم.شما باید این تفکر رو جایگزین کنین.فقط دو بند از این عبارتهاش رو براتون میگم..

1-زن و شوهر همچون ستون های یک معبد هستند که سقف را نگه میدارند ولی وزنی به دوش هم نمی اندازند

2-از نان خود به هم بدهید اما هرکدام برای خود نانی داشته باشید..

بقیه اش رو برید بخونین و توروخدا یکم روش فکر کنید.شما فقط منتظرین که یه نفر بیاد و سنگینی شما رو تحمل کنه ولی اصلاً فکر نمیکنین اون در قبال اینکار از شما امتیاز می خواد. این افکار خاله هاتون رو هم بریزین دور که اگه عاشقه باید اینکارو انجام بده ! تو رو خدا بس کنین دیگه .یکم محکم باشین . مطمئن باشین اگه اینجوری بود به شما وانت می دادند نه شوهر!! شما باید بپذیرین که دوران اشتراک تموم شده! وقتی که مردی خرج زنش رو میده در واقع داره ازش آزادی خرید میکنه! اون مثلاُ قراره از شما محافظت کنه ولی در واقع شما رو صاحب

میشه! تو کلتون بکنین که اولین شرط آزادی اینه که دستتون تو جیب خودتون باشه.چرا روی مرد حساب میشه؟چون اون داره صورت حساب رو می پردازه!قدرت پول داره بحساب قدرت اون نوشته میشه! اصلاً روتون میشه واسه پول تو جیبی و خرج خونه هی پیشش دست دراز کنین؟بعد هم دو هزارتا جواب پس بدین که با پول قبلی چیکار کردین!! در سراسر دنیا زنها دارن کار میکنن.از تو رستوران گرفته تا توی راکتورهای اتمی، فقط توی این کشورهای سنتی گرای بی در و پیکرو بی صاحب میبینی که زنها چتربازی هم زندگی میکنن! در نتیجه آزادی نمیتونن داشته باشن.اونهایی هم که شاغل هستند باز در جهت اتینا شاغل هستند !! خانومها چرا همش معانی رو غلط تفسیر میکنین؟ جمله مالِ من و مالِ تو نداره دیگه مرد! بابا مرد بخدا! الان زندگی تو هزاره جدید حساب کتاب دارهبگیرین چی میگم.از نان خود بیکدیگر بدهید ولی هرکدام نان جداگانه داشته باشید. این اولین شرطه آزادیه : روی پای خود بودن. شما دنیای نوین می خواین ولی نمی خواین خودتون رو باهاش وفق بدین؟ مگه میشه همچین چیزی؟ اولین شرط زندگی در دنیای امروز اینه:خودت مسؤل ساخت زندگیت هستی. حالا بیام دوباره نظر خواهی رو باز کنم ببینم یه مشت شاعر نوشتن :آه ..ای دل..دوران عشق سپری شد! عاشقی مرد!…کوفت !! بخدا دارم خودمو کنترل میکنم که داد نزنم!………پوفعزیز من عاشقی نمرده! ولی دوران اینکه تو مسؤل زندگیت نباشی تموم شده.هر فرد 2 راه جلوی پاش داره.یا اینکه کسی مسؤل زندگیت باشه و در مقابلش باید آزادیت رو بهش بدی و یا مسؤل زندگیت باشی و هزینه آزادیت رو هم بپردازی..لوس بازی هم در نیارین!فلسفه مفت هم ننویسین چون حد وسط ندارهاین مسائل هیچ ربطی هم به عاشقی یک فرد خود مسؤل نداره..میگیرین چی میگم ؟نداره..ندارهنداره


راهی برای رسیدن به تفاهم بین همسران

ارسال شده توسط محمدرضا جاودانی در 88/3/28 2:20 عصر


راهی برای رسیدن به تفاهم بین همسران

زن‌ و شوهریکهپایه‌ و اساسزندگیشانمهر و محبتاست، حقدارند از هممتوقعباشند. در پیتوقعنیز رنجشیا اختلافبهوجود میآید. بنابراینزوج ها نباید از اختلافبترسند و بایستیآنرا طبیعی‌ و گریبان گیر هر زندگیمشترکمحسوبکنند. البتهآنرا دستکمهمنباید بگیرند و لازم استسعیکنند تا هرچهزودتر رفعشود. چگونه؟ پیشاز هر چیز، گفتگو یا مذاکرهدر اینزمینهراه گشاست. اما از بسیاریشنیدهایمکهاز گفتگو نتیجهعکسگرفتهاند و بهجایاینکهمشکلشانحلشود، اختلافبیشتریپیدا کردهاند؛ چرا؟! چونراهگفتگو را درستنرفتهاند یا نمیدانند.



کسیکهقادر نیستخوبمذاکرهکند، با یکیاز دو مشکلمهمزیر یا هر دو مواجهاست:

1. از مهارت هایکلامیبرخوردار نیست؛ یعنینمیداند حینمذاکرهچهبگوید یا چهرفتاریداشتهباشد کهگفتگو بهنتیجهمثبتبرسد. اگر بیندیشیمکهبهتر استچهبگوییم‌ و چهنگوییم، نیمیاز مشکلحلاست؛ زیرا بهمهارتکلامیدستیافتهایم. حالمیماند عملیکردناینروشکهخود هنریاست.

2. دومینعاملشکستمذاکرات، خشم‌ و عصبانیتیکیا هر دو طرفاست؛ یعنیفرد از مشکلپیشآمدهآنقدر عصبانیشدهکهنمیتواند خشمخود را مهار کند و حینمذاکرهآنرا ابراز میکند. در نتیجه طرفمقابلهمکهدر حد خود خشمگیناست، مقابلهبهمثلمیکند و خدایناکردهکار بهجاهایباریکمیکشد. بعضی ها چهزن، چهمرد متأسفانهاز واقعیتفرار میکنند و گلهگذارینیز یکیاز همینواقعیت هاستکهاز آنمیگریزند (منظور گلهگذاریاز نوعخوب‌). اگر شما اکنونمشکل، رنجشیا اختلافیرا حلنکنید، رویهمتلنبار میشود و وایاز آنروز کهفرد بهحالتانفجار برسد! وقتیشما پر از تنش، خشمیا نفرتهستید، پساز صحبتتخلیهمیشوید. تخلیهشدنباعثآرامشفرد میشود و او دیگر کینهتوزانهبرخورد نمیکند. همچنیننمیخواهد عالم‌ و آدمحقرا بهاو بدهند و جانبشرا بگیرند.

توجه‌ داشته‌ باشید که‌ مذاکره‌ کردن‌ پیشنهاد یا راه‌حل‌ تازه‌ ای‌
نیست. تا آدم‌ روی‌ زمین‌ بوده، هر جنگی‌ پشت‌ میز مذاکره‌ حل‌ شده‌ است.
به‌ علاوه، ما دائم‌ در حال‌ مذاکره‌ هستیم؛ با راننده‌ تاکسی‌؛ با
فروشندگان و...؛ پس‌ چیز نوظهوری‌ نیست. منتهی هنگام‌ مذاکره‌ با دیگران‌
جبر محیط‌ و شرایط‌ و حجب‌ و حیا باعث‌ می ‌شود تند نروید، جانب‌ احتیاط‌
را نگه‌ دارید و از آداب‌ و سنن‌ جامعه‌ پیروی‌ کنید.

اما متأسفانه‌ وقتی‌ پای‌ مذاکره‌ با همسر به‌ میان‌ می‌ آید، اغلب‌ تمام‌
دانسته‌ ها و قوانین‌ و آداب‌ نادیده‌ گرفته‌ می‌ شود؛ چرا؟ چون‌ آن‌ حجب‌
و حیاها دیگر در کار نیست؛



گله ‌گذاری‌ خوب‌ فقط‌ با به ‌کار بستن‌ مهارت های‌ کلامی‌ قابل‌ اجراست:

1- با زیباترین‌ و بهترین‌ عبارت ها همسرتان‌ را مخاطب‌ قرار دهید.این‌
کار روح‌ او را از شادمانی‌ لبریز می ‌کند. متأسفانه‌ ما عادت‌ داریم‌ به‌
هر که‌ نزدیک ‌تر شویم، بیشتر حرمتش‌ را بشکنیم. پس‌ با همسرمان‌ با همان‌
احترامی‌ حرف‌ بزنیم‌ که‌ با فرد بیگانه‌ یا آشنایی‌ صحبت‌ می‌ کنیم؛ زیرا
احترام، احترام‌ می ‌آورد و فرد هر چه‌ به‌ ما نزدیک ‌تر باشد، به‌ این‌
احترام‌ بیشتر نیاز دارد تا رکود و سردی‌ بر رابطه‌ مان‌ سایه‌ نیفکند.

2- هنگام‌ صحبت‌ مراقب‌ باشید غرور همسر را جریحه‌ دار نکنید. این‌
گونه‌ زخم ها خیلی‌ عمیق ‌اند و عامل‌ بسیاری‌ از اختلاف‌ها و درگیری‌های‌
بعدی‌ می ‌شوند. حتی‌ اگر جلسه‌ مذاکره‌ به‌ ظاهر ختم‌ به‌ خیر شود.

3- در گفتار و کردارتان‌ صادق‌ باشید؛صداقت‌ واقعیتی‌ است‌ ملموس‌ که‌
همگان‌ به‌ راحتی‌ متوجه‌ آن‌ می‌ شوند. فریب، دورویی‌ و ریاکاری‌ نتیجه‌
سوء دارد و از عوامل‌ مهم‌ شکست‌ مذاکرات‌ است.

4- هنگام‌ گفتگو جانب‌ منطق‌ و انصاف‌ را نگه‌ دارید. برای‌ این‌ کار
هم‌ لازم‌ است‌ خود را جای‌ طرف‌ مقابل‌ بگذاریم. در این‌ صورت‌ شرایط‌ و
حال‌ او را درک‌ می ‌کنیم‌ و از میزان‌ رنجش ما‌ کاسته‌ می ‌شود؛ زیرا
درمی ‌یابیم‌ او در آن‌ لحظه‌ کاری‌ غیر از این‌ نمی ‌توانسته‌ بکند.

5- سهم‌ خود را در مشکل‌ پیش ‌آمده‌ ببینید و صادقانه‌ به‌ آن‌ اعتراف‌
کنید. آدم‌ عاقل‌ کسی‌ است‌ که‌ اشتباه‌ خود را متوجه‌ شود و شهامت‌ بیان‌
آن‌ را داشته‌ باشد. به‌ این‌ ترتیب‌ طرف‌ مقابل‌ نیز وادار به‌ فکر کردن‌
می ‌شود تا سهم‌ خود را در آن‌ مشکل‌ ببیند؛ یا حتی‌ بیندیشد که‌ آنچه‌ رخ
‌داده‌ سوءتفاهم‌ بوده‌ است. به ‌ویژه‌ اگر یک‌ بار بگویید «مرا ببخش» یا
«عذر می‌ خواهم، اشتباه‌ از من‌ بود»، کافی‌ است‌ که‌ طرف‌ اگر سوار خر
شیطان‌ هم‌ باشد، پایین‌ بیاید و دریچه‌ قلبش‌ را به‌ روی‌ شما باز کند.

6- لحنمانهنگامگفتگو باید مهربانانهباشد.وقتیلحنخصومتآمیز داریمیا میخواهیمطرفرا محاکمهکنیم‌ و یا سرجایشبنشانیم، به یقینمذاکرهرا بهشکستخواهیمکشاند. باید بهطرفثابتکنیمکهقصد ما مچ گیرینیستیا بهاصطلاحنمیخواهیماو را خیطکنیم. چنینلحنیما را بههدفاصلیمانمیرساند؛ چنانکهگفتهمیشود «محبتغیرممکنرا ممکنمیسازد».

7- در حینمذاکرهاز زخمزبان، گوشه‌ و کنایه، تحقیر، تمسخر و تخطئه‌ بپرهیزید. تهدید نکنید و خط‌ و نشاننکشید. اینرفتارهایمنفیگفتگو را مسموممیکند.

8- از مقایسه‌ همسر با دیگران‌ بپرهیزید. بر کارهای‌ خوب‌ او انگشت‌
بگذارید و تأکید کنید که‌ این‌ اختلاف ها ناشی‌ از اختلاف‌ سلیقه‌ است‌ و
به‌ راحتی‌ حل‌ می‌ شود. او را همان‌ طور که‌ هست‌ بپذیرید تا اعتماد به‌
نفس‌ پیدا کند و راغب‌ شود که‌ در خودش‌ دگرگونی‌ به‌ وجود آورد.

9- از لجاجت‌ و یکدندگی‌ بپرهیزید. اگر نتوانستید به‌ نتیجه‌ مطلوب‌
برسید، ادامه‌ مذاکره‌ را به‌ جلسه‌ بعد موکول‌ کنید و هرگز نخواهید در
همان‌ لحظه‌ از طرف‌ مقابل‌ اعتراف‌ بگیرید که‌ مقصر است. این‌ رفتار هم‌
خطاست‌ و هم‌ نشانه‌ عاری ‌بودن‌ ما از ظرفیت؛ همواره‌ به‌ یاد داشته‌
باشیم‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ هر هدف‌ راه های‌ متعدد وجود دارد و لازم‌ نیست‌
حتماً چیزی‌ به‌ همان‌ زبان‌ و با همان‌ کلمه‌هایی‌ که‌ ما می ‌خواهیم‌
بیان‌ شود. یکدندگی‌ و لجاجت‌ شرط‌ عقل‌ نیست.

10- هنگام‌ مذاکره‌ به‌ بیش‌ از یک‌ یا دو مسئله‌ نپردازید و در آن‌
واحد، صد مشکل‌ از دیروز تا فردا را مطرح‌ نکنید.وقتی‌ موضوع‌ یا مشکلی‌
را حل‌ کردید و بر سر آن‌ به‌ توافق‌ رسیدید، به‌ مسئله‌ بعدی‌ بپردازید.

11- اگر مذاکره‌تان‌ ختم‌ به‌ خیر شد، جشن‌ کوچکی‌ بگیرید و از این که‌ یک‌ بار دیگر در کنار هم‌ هستید و تفاهم‌ دارید لذت‌ ببرید.


اصلاح جملات در گفتگو با همسر

ارسال شده توسط محمدرضا جاودانی در 88/3/28 1:6 عصر

اصلاح جملات در گفتگو با همسر

تازه ازدواج کرده اید؟ رابطه شما با همسر گرامی تان چطور است؟ حتما از تفاوت های رفتاری تان به شدت متعجب هستید. موافقید با هم مروری بر رابطه شما داشته باشیم؟ ممکن است با موارد عجیب و غریبی در ارتباط با همسرتان روبه رو شوید که ساعت ها فکر شما را مشغول کند. خیلی ها که کمی زیرک و به عبارت عامیانه «تیزتر» هستند حتی در محیط کار و درس هم متوجه این تفاوت ها میان زن و مرد می شوند. به طور معمول خانم ها چون به مسائل دقیق تر و با ریزبینی خاصی نگاه می کنند، بیشتر متوجه این تفاوت ها می شوند. یکی از این مسائل مهم و جالب، شیوه برقراری ارتباط مردهاست که کاملا با زن ها فرق می کند...

حرفم را قطع نکن
وقتی آقایی میان صحبت خانم آمده و حرف او را قطع می کند، خانم حس می کند آقای محترم به او گوش نمی کند اما باید به ونوسی های محترم یادآوری کنیم که مردها در اغلب اوقات حرف همدیگر را قطع می کنند تا نقطه نظری را مطرح کنند و به هیچ وجه از این ماجرا حس بدی ندارند و فکر نمی کنند طرف مقابل به حرف آنها گوش نمی دهد، به خصوص اگر قطع کلام به علت طرح یک نقطه نظر مهم و یا اصطلاح مرتبط با موضوع و یا بحث بوده باشد. در اصل، وجود ارتباط با موضوع صحبت در حرف آقایان، ثابت می کند که آنها به صحبت همسرشان گوش می کنند. وقتی خانم حس می کند که آقا گوش نمی کند، در اصل نتیجه اشتباهی گرفته و باید از این پس به این نتیجه برسد که او گوش می کرده اما نمی دانست باید اجازه دهد صحبت او تمام شود و بعد حرف بزند!
من با تو فرق دارم
مردها با قوانین و ضوابط متفاوتی با دیگران ارتباط برقرار می کنند. این اوضاع درست شبیه بازی بسکتبال است. هدف نهایی آنها، انداختن توپ داخل سبد است. بازیکنان آن قدر این توپ را عقب و جلو می اندازند تا شوت نهایی انجام شده و آن را به سبد بیندازند. هیچ کس نمی داند چه موقع یک بازیکن، توپ را از دست دیگری می گیرد. فقط وقتی مشکل پیش می آید که توپ فرد به داخل سبد نیفتد. وقتی یک مرد میان حرف همسرش می آید تا موضوعی را مطرح کند و اتفاقا به هدف هم نزدیک می شود، آخرین موضوعی که به فکرش می رسد این است که بی ادب یا بی احترام بوده است! در این مواقع اگر طرف صحبت آقا، همسرش باشد، خانم ناراحت می شود و آقا هم متعجب می ماند که چرا منظورش را نرسانده است. او از خانم انتظار دارد به جای ناراحتی بگوید: «به چه مورد خوبی اشاره کردی»! در حالی که خانم از او انتظار دارد معذرت خواهی کند.
چه باید کرد؟
درحین مکالمه و برقراری ارتباط میان زن و مرد، اگر خانم از اینکه ایده ها و نظرها مثل توپ بسکتبال عقب و جلو می شوند، ناراحت باشد می تواند با یک لحنی دوستانه و مستقیم بگوید: «چند لحظه صبر کن تا من مطالبم را کامل توضیح دهم و بعد درباره نظر خودت صحبت کنبه این ترتیب، مرد با خوشحالی به صحبت های خانم گوش می کند و اتفاقا از اینکه متوجه شده چه باید بکند و چه انتظاری از او می رود، خوشحال می شود. لازم نیست به او دستور داده شود و یا با تندی و بداخلاقی با او صحبت شود. این کار اصلا جواب نمی دهد و مکالمه به دعوا می انجامد. حتی اگر دوباره طبق عادت مردانه میان حرف خانم پرید، باز خانم باید با متانت بگوید: «باشه. خیلی خوب. من فعلا صحبت نمی کنم تا تو درباره افکارت صحبت کنیاین راهکار دوستانه و مقبول بسیار بهتر از ایجاد تنش و ناراحتی است.
حرف آخر
کلام آخر اینکه بهترین پاسخ از طرف خانم در مواقعی که شوهرش حرف او را قطع می کند، این است که مساله را به خودش نگیرد و با راهکاری دوستانه به صحبت های او گوش و حتی درباره نظر او هم صحبت کند. آسان ترین روش برای انجام این کار، آن است که کمی گوش کند، صحبت های او را تکمیل کند و بعد به صحبت های خودش ادامه دهد. بنابراین بهتر است از این جملات استفاده کند: «عقیده خوبی است اما...» یا «عالی گفتی، بگذار من هم دراین باره جور دیگری صحبت کنممیان این عبارت ها و جمله «تو اصلا گوش نمی کنی» زمین تا آسمان تفاوت وجود دارد. اگرچه پیام هر دوی آنها یکی است اما جمله مثبت و مودبانه نشان می دهد که قصد توهین و دفاع وجود ندارد و خانم این قطع صحبت را توهین به شخصیت خود نمی داند. به این ترتیب، آقای محترم هم حالت دفاعی نمی گیرد، جنگ و دعوا به پا نمی شود و آقا حسابی کیف می کند چون می داند که آقایان چقدر از تحسین و پذیرفته شدن لذت می برند!
خطاهای هشت گانه
در اینجا هشت نظر را مطرح می کنیم که اغلب خانم ها وقتی احساس می کنند همسرشان به آنها گوش نمی کند، بیان می کنند. حتی اگر خانم با لبخند و بدون لحن ناراحت این نظریات را مطرح کند، باز هم این نوع جملات چاره ساز نبوده و مشاجره ایجاد می کند:
- یک دقیقه دندان روی جگر بگذار تا حرفم تمام شود.
- آیا کسی هست دو دقیقه به من گوش کند.
- بگذار من هم حرف بزنم.
- من فقط می خواهم حرفم تمام شود البته اگر کسی اجازه دهد!
- تو اصلا گوش نمی کنی و...
وقتی این عبارات گفته می شود، مرد حالت تدافعی به خود می گیرد، به خصوص اگر لحن خانم ناراحت و تند باشد. به نظر آقا او گوش می کند و خانم می تواند در هر مرحله از صحبت قدری صبر کند تا نظر او را هم بشنود. آقا احساس می کند خانم ناراحت است و حرف های ناراحت کننده می زند و خانم هم فکر می کند شوهرش قوانین برقراری ارتباط را نمی داند. اگر زن و مرد این ماجرا را درست درک کنند، آن وقت حامی همدیگر می شوند، در غیر این صورت به شکل دو جبهه مخالف درمی آیند که دائم با هم در دعوا و مشاجره هستند.

منبع: روزنامه ابتکار-


   1   2   3      >